ایمیل های اسکاتلندی را
به خاطر بسپار
از دوریت مردنی م ...
از دوریت مردنی م ...
از کسان خوبت دریغ نکن.
از آنها، خودت ... و نه از من. زیاد بنویس، طولانی و کش دار. که لم بدهد برای
خودش، با انگشت قهوه اش را هم بزند، هی چشمانش در لابه لای سطور بیایند و بروند.
هی آرام از آن خنده های گشاد خوب شود که اوهوم ، اوهوم ، بعد یک دفعه قهقهه شود و
کمی از سر قهوه بریزد، چند لحظه ای جدی شود و دستش را بزند زیر چانه اش و بگوید ،
آره آره دقیقن، یا که بغضش بشود و دیگر چیزی نگوید، ولی دلش بشود ای وای ... بعد
من و تو اما می دانیم که اینجاها را باید درز بگیریم، ناگفته بگذاریم و بگذریم ...می
دانیم دیگر، ها؟
*چند پاراگراف حذف
بعد اما ... شب هایی هم
هست که وقت این قاعده نامه هاست. نامه هایی که دادوستد می کنند حرف و خاطره و
گشادخنده گی را، عاشقی و بغض بی حساب و تنگ دلی را. نامه هایی که زندگی می کنی شان.
به خاطر بسپار
نامه هایی که می آورند
نامه هایی که می آورند
زندگی را
.
.
.